سفارش تبلیغ
صبا ویژن

5 تصمیم تغذیه ای برای سال جدید

سال که نو می شود حال و هوای همه عوض می شود. یک سال بزرگتر و باتجربه تر می شویم. بنابراین طبیعی است که دست از برخی کارها بکشیم و تصمیم بگیریم تغییراتی در سبک زندگی یا رفتارهایمان بدهیم. 

فاطمه مهدی پور _ بخش تغذیه و آشپزی تبیان

غذای سالم و کم حجم

 

بهتر است با تصمیمات جدیدی برای رسیدن به تناسب اندام و داشتن تغذیه سالم به استقبال سال نو بروید. در این مطلب چند توصیه برای رسیدن به این منظور داریم. لطفاً با ما همراه باشید.

حجم غذای مصرفی تان را کنترل کنید

اگر می خواهید وزن کم کنید و به تناسب اندام برسید در سال جدید تصمیم بگیرید که با کاهش حجم غذای مصرفی تان شروع کنید. نتایج پژوهش ها نشان می دهند که کاهش میزان غذایی که می خورید روند کاهش وزن را سرعت می بخشد و شما را از پرخوری دور می کند.

با نمک سر میز غذا خداحافظی کنید

نتایج پژوهش های متعدد نشان می دهد که اکثر مردم دو برابر بیشتر از میزان نمک مورد نیاز بدن مصرف می کنند. بدن ما روزانه به یک قاشق چای‌خوری معادل 6 گرم نمک نیاز دارد. نمک زیاد باعث احتباس آب در بافت‌ها، ورم بدن و افزایش فشارخون می شود. غذاهای صنعتی و فراوری شده حاوی میزان زیادی نمک هستند. توصیه می کنیم به غذایتان نمک اضافه نکنید. با همین کار ساده خطر ابتلا به بیماری های قلبی و همچنین فشارخون بالا کاهش می یابد و راحت تر وزنتان را کنترل می کنید.

مصرف آنتی اکسیدان را افزایش دهید

اگر می خواهید وزن کم کنید و به تناسب اندام برسید در سال جدید تصمیم بگیرید که با کاهش حجم غذای مصرفی تان شروع کنید. نتایج پژوهش ها نشان می دهند که کاهش میزان غذایی که می خورید روند کاهش وزن را سرعت می بخشد و شما را از پرخوری دور می کند

زمانی که بدن مواد غذایی را تجزیه می کند مولکول هایی به نام رادیکال های آزاد نیز تولید می شود. این مولکول ها از طریق دود سیگار و نور خورشید و غیره نیز تولید می شوند و به مرور زمان باعث بروز بیماری‌ها، سرطان، التهاب و بیماری های قلبی می شوند.

برای مقابله با این مولکول ها نیاز به آنتی اکسیدان دارید که به میزان زیادی در میوه ها و سبزیجات طبیعی وجود دارد. شکلات سیاه و همچنین قهوه (به میزان متعادل) نیز حاوی این ترکیبات مفید هستند.

هر هفته یک بار گیاهخواری کنید

هر هفته یکبار گیاهخوار شدن نیاز به برنامه ریزی و کار خاصی ندارد اما بدنتان را سرحال و سرشار از مواد مغذی می کند. لوبیا، نخود، نخودفرنگی، عدس، آجیل ها، کره بادام زمینی و دیگر مواد غذایی را وارد برنامه غذایی تان بکنید. می توانید بدون استفاده از گوشت از این مواد غذایی، غذاهای خوشمزه و سیرکننده ای تهیه و میل کنید.

سیگار را ترک کنید

سیگار کشیدن خیری برای بدن ندارد. توصیه می کنیم سال جدید را با ترک سیگار شروع کنید. روش های متعددی برای این کار وجود دارد. یادتان باشد که نیکوتین باعث افزایش قند خون نیز می شود. سیگار را ترک کنید و با انجام ورزش روزانه مناسب سلامتی تان را ارتقا دهید.


حکم خوردن میوه از باغ مردم!

استفاده از اموال دیگران به هر شکل و هر مقدار که باشد نیاز به اجازه و رضایت صاحبان آنها دارد و تنها موردی که استثنا شده است این است که: "اگر درخت میوه در سر راه رهگذر قرار داشته باشد در حال عبور می تواند از میوه آن درخت برای خوردن در همان محل استفاده کند به شرط آن که از حد سیری و احتیاج تجاوز نکند. 

فرآوری حجت الاسلام تیموری ـ بخش احکام اسلامی تبیان

میوه ، حلال،باغ

در بیانی دیگر آمده است: کسى که از راهى به سمت مقصدى مى‏رود و در بین راه به درخت میوه یا زراعتى عبور کند و در رفتن از آن راه قصد بر خورد به آن درخت و زراعت نداشته باشد جایز است از میوه آن درخت و زراعت به قدرى که سیر شود بخورد ولى جایز نیست از آن چیزى ببرد و احتیاط این است که اقتصار کند بصورت عدم علم به کراهت مالک و این حکم در صورتى است که درخت میوه و زراعت در راه باشد اما اگر در باغ محصور باشد رفتن در آن باغ و خوردن از میوه آن بدون اذن مالک جایز نیست.

حق الماره :

سوال : وقتی شخصی از کنار درختی یا باغی می‌گذرد می‌تواند از میوه و محصول آن باغ استفاده کند یا خیر؟

حق الماره و رهگذر در رابطه با خوردن میوه جات سه گونه است : 

1- نسبت به میوه هایی که در خیابان و راه های عموی است که مانعی ندارد.

2- استفاده از میوه های باغات مردم با شرائطی حلال است : 

الف: به طوری اتفاقی از کنار انها عبور کنید نه با قصد خوردن.

ب: منجر به افساد نگردد بدین معنا که شاخه ی درخت و شاخه گیاه را نشکند.

ج: به خوردن بسنده کند و چیزی از محصول را با خود نبرد.

د: باغ و زراعت فاقد دیوار و در باشد.

ه:علم یا ظن به ناخشنودی صاحب باغ نداشته باشد.

3- مواردی که شرادط فوق را ندارد حرام است .

در بیانی دیگر آمده است: کسى که از راهى به سمت مقصدى مى‏رود و در بین راه به درخت میوه یا زراعتى عبور کند و در رفتن از آن راه قصد بر خورد به آن درخت و زراعت نداشته باشد جایز است از میوه آن درخت و زراعت به قدرى که سیر شود بخورد ولى جایز نیست از آن چیزى ببرد و احتیاط این است که اقتصار کند بصورت عدم علم به کراهت مالک و این حکم در صورتى است که درخت میوه و زراعت در راه باشد اما اگر در باغ محصور باشد رفتن در آن باغ و خوردن از میوه آن بدون اذن مالک جایز نیست.

 

دو نکته درباره درختان میوه 

1- از میوه شاخه ی درخت همسایه بدون اجازه نمی تواند استفاده نمود.

2- طلب حلالیت از مردم بخاطر چیدن یا خوردن میوه هایشان لازم است.

حضرت آیت الله خامنه ای:

آیا از میوه هایی که در باغ دیگری روی زمین افتاده می توان استفاده کرد؟ یا در حد چند عدد از درخت چید؟ آیا برای این چند عدد باید از صاحب باغ اجازه گرفت؟

ج: بدون رضایت صاحب میوه ها جایز نیست مگر این که صاحب میوه ها از آن اعراض کرده باشد. همچنین اگر درمسیر خود به درخت میوه‌ای در جادّه برخورد کند، می‌تواند ازمیوه‌های مذکور استفاده کند مشروط به اینکه:

اولاً: به قصد استفاده ازمیوه به آن مسیر نرفته باشد.

ثانیا: به درخت آسیب نرساند.

ثالثاً: همان جا میوه را خورده و به همراه خود نبرد.

رابعاً: داخل ملک دیگری نیز نشود.

س: خوردن و جمع کردن مقداری میوه از باغ دیگران که زیر درختان ریخته و خراب خواهد شد چه حکمی دارد؟

ج: اگر بداند مالک میوه ها راضی است اشکال ندارد، در غیر این صورت باید رضایت مالک را جلب کند. و در صورتی که دسترسی به او برای جلب رضایت ندارد و اگر میوه ها استفاده نشود خراب می شود، می تواند از میوه ها استفاده کند و پول آن را به مالکش بدهد، و اگر دسترسی به مالکش نداشت پول آن را از طرف مالکش صدقه بدهد.

حضرت آیت الله سیستانی:

س: استفاده از بعضی میوه درختانی که در کوچه و خیابان و یا از خانه مردم به داخل کوچه آمده چگونه است؟

ج: استفاده و خوردن از میوه درختان داخل کوچه یا خیابان اگر منع ظاهری نباشد اشکال ندارد ولی استفاده از میوه درختانی که شاخه آنها به بیرون آمده است به احتیاط واجب جایز نیست.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی:

س: اگر انسان به باغى برود، و نداند که صاحب باغ نسبت به کندن میوه رضایت دارد یا نه، آیا مى تواند از میوه هاى درختان باغ در حدّ نیاز استفاده نماید؟

ج: در صورتى که باغ محصور نباشد، یا شاخه هایش بیرون آمده باشد، و به قصد عبور از آن راه برود نه به قصد باغ و چیدن میوه، در این صورت استفاده به مقدار نیاز خوردن (نه بردن) اشکالى ندارد.

در این صورت باید خسارت احتمالی همسایه توسط صاحب حیوان جبران شود، البته برخی از فقها[آیت الله شبیری زنجانی] لزوم جبران خسارت را، مشروط به کوتاهی صاحب حیوان دانسته‌اند.

اگر جانوری متعلق به یک همسایه، از برگ و میوه درختان همسایه دیگر بخورد، حکمش چیست؟

حیوانات من از درختان خانه همسایه استفاده کردند و او مبلغی را قیمت‌گذاری کرد. آیا قیمت‌گذاری در این گونه مسائل حلال است؟

در این صورت باید خسارت احتمالی همسایه توسط صاحب حیوان جبران شود، البته برخی از فقها(آیت الله شبیری زنجانی)لزوم جبران خسارت را، مشروط به کوتاهی صاحب حیوان دانسته‌اند.

 

حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی (مد ظله العالی):

اگر خسارت مذکور مستند به کوتاهی شما باشد، به مقدار خسارت وارده ضامنید.

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

چنانچه حیوانات کسی موجب تخریب درختان گردد صاحب حیوان ضامن است.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

اگر لطمه‌ای به درختان زده‌اند، باید خسارت آن را بپردازد.

حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):

در صورت ایجاد خسارت باید خسارت جبران شود.


از لوازم آرایشی یکدیگر استفاده نکنید

گاهی اوقات تست کردن مواد آرایشی موجود در مغازه ها و یا استفاده از لوازم آرایشی دیگران برایمان جالب است. اما دلایل زیادی وجود دارد که نشان می دهد این کار بسیار نادرست و گاهی خطرناک است. در اینجا تعدادی از این دلایل را آورده ایم.

زینب حکیمی - بخش سلامت تبیان

لوازم آرایشی

ممکن است به تبخال دچار شوید

ویروس هرپس تبخال می تواند از طریق ترشحات دهانی باقیمانده روی رژ لب، خط لب و برق لب به دیگران منتقل شود. گاهی برخی افراد به طور مستقیم این محصولات آرایشی را روی لب هایشان تست می کنند که این کار خطرات سلامتی زیادی را به دنبال خواهد داشت و بیماری های مسری پوستی را به جان فرد می اندازد.

ممکن است دچار آنفلوآنزا شوید

استفاده مشترک از مواد آرایشی لب می تواند سبب شود که باکتری ها و ویروس ها از دهان فرد بیمار به محصول آرایشی مورد استفاده منتقل شود. بنابراین افراد دیگری هم که از آن استفاده می کنند، به بیماری هایی مثل آنفلوآنزا و یا سرماخوردگی مبتلا می شوند. 

برس های آرایشی برای به دام انداختن چربی ها، سلول های مرده و آلودگی ها و میکروب های پوست فوق العاده هستند. اما نباید آن ها را به اشتراک گذاشت

برخی افراد هم برای رعایت بهداشت، به جای تماس مستقیم لوازم آرایشی با لب ها ، از انگشت شان برای این کار کمک می گیرند که این کار نه تنها بهداشتی نیست، بلکه موجب انتقال آلودگی های دست (باکتری هایی مانند ای کلای و استافیلوکوک) به آن ماده آرایشی و برعکس می شود.

احتمال دارد به مشکل "چشم صورتی" دچار شوید 

ورم ملتحمه چشم یکی از شایع ترین عفونت هایی است که می تواند از طریق لوازم آرایشی چشم منتقل شود و به شدت مسری است و باعث قرمزی چشم ها می شود. برای جلوگیری از این مشکل بهتر است از لوازم یک بار مصرف برای آرایش چشم ها کمک بگیرید و یا بعد از هر بار استفاده (چه استفاده ی مشترک و چه غیر مشترک) ابزار را با الکل تمیز کنید.

ممکن است مخمر یا باکتری چشم را به اشتراک بگذارید

به هیچ عنوان از وسایل آرایشی دیگران حتی نزدیک ترین اطرافیانتان نیز استفاده نکنید. زمانی که شما از ریمل چشم استفاده می کنید، به دلیل آن که درب محفظه ی ریمل برای چند ثانیه باز می ماند، می تواند به راحتی با میکروب ها آلوده شود. 

از طرفی استفاده مشترک از این وسیله ی آرایشی موجب خواهد شد که مخمر، باکتری و ویروس ها (مانند بیماری های بلفاریت، چشم صورتی، آدنوویروس) که فرصت کافی برای رشد در قوطی ریمل را داشته اند، به فرد دیگر نیز منتقل شوند.

قلمو و برس های آرایشی

ممکن است پوست تان تاول یا جوش بزند

لوازم آرایشی مرطوب مانند پد اسفنجی بیوتی بلندر محیط مناسبی برای رشد میکروب ها است. بنابراین بهتر است هر کس پد مخصوص خودش را داشته باشد و هر از چند گاهی آن را دور بیاندازد، به خصوص اگر پوست تان مستعد جوش زدن است. 

قلموهای آرایشی نیز باید هر از چند گاهی جایگزین شوند، اما می توانید به جای این کار، به طور منظم آن ها را با آب و مواد شوینده بشویید و بگذارید کاملا خشک شوند و سپس استفاده کنید. تنها راه بهداشتی استفاده از برس ها و قلموها و پدهای آرایشی دیگران نیز شستشوی آن ها به همین طریق است.

سلول های مرده و چربی را با پوستتان تماس می دهید

استفاده مشترک از دستگاه های پاک سازی گران قیمت مانند کلاریسونیک، شاید کمی وسوسه انگیز باشد، اما این کار را انجام ندهید. برس های پاک کننده برای به دام انداختن چربی ها، سلول های مرده و آلودگی ها و میکروب های پوست فوق العاده هستند. اما نباید آن ها را به اشتراک گذاشت. این کار دقیقا مانند آن است که مسواک خود را به دیگران دهید.

خون و سایر مایعات بدن را به اشتراک می گذارید

بهتر است تیغ اصلاح خود را در جایی دور از دسترس دیگران قرار دهید و از تیغ اصلاح دیگران هم استفاده نکنید. تیغ می تواند برش هایی بر روی پوست ایجاد کرده و ویروس ها و عفونت های باکتریایی پوست را به دیگران انتقال دهد. حتی اگر شما آنها را زیر شیر آب بشویید، مقدار کمی از خون و مایعات بدن می توانند بر روی آنها باقی بمانند که می تواند بیماری هایی مانند هپاتیت و ایدز را انتقال دهد.

ممکن است دچار قارچ ناخن یا پای ورزشکار شوید

هرگز از کسی ناخن گیر نگیرید، زیرا این کار موجب انتقال آلودگی های قارچی پا (مانند بیماری پای ورزشکار) و ناخن (قارچ ناخن) خواهد شد. همچنین ممکن است پوست انگشت تان را با ناخن گیر ببرید که این کار باعث می شود عفونت های ویروسی و باکتریایی مثل هپاتیت منتقل شوند. اگر ناچارید از ناخن گیر دیگران استفاده کنید، بهتر است ابتدا آن را با آب شسته و سپس به وسیله ی الکل ضدعفونی کنید.


برخورد با تنبلی و علت به وجود آمدن آن

برخورد با تنبلی و ریشه یابی و درما ن آن در افراد مختلف .

tan.jpg

برخورد با تنبلی

می گویند ما نسل تنبلی هستیم. این را آدم های نسل قبل می گویند و بعدش شرح کوشش های مدامشان را هم ضمیمه حرف هایشان می کنند و «زرنگ» بودنشان را به رخمان می کشند. می گویند ما نسل تنبلی هستیم اما منظورشان دقیقا تنبلی به معنای «انجام ندادن هیچ کاری» نیست. منظورشان بیشتر این است که ما کارهایمان را عقب می اندازیم. دیر تصمیم هایمان را عملی می کنیم و به قول روان شناس ها «اهمال کار» یا «تعلل ورزیم».

البته خیلی هم بیراه نمی گویند. جمله «مشکل اصلی من این است که تنبلی می کنم» اعترافی است که ترجیع بند در دل های خودمانی ما نسل سومی ها و شما نسل چهارمی هاست.

اما واقعا اهمال کاری همیشه همین قدر منفی است؟ چه کسانی اهمال کارند؟ و چه طور می شود اهمال کار نبود؟ «زندگی ماهرانه» این شماره راست کار اهمال کارهای حرفه ای است.

«گرایش فرد برای به تاخیر انداختن آغاز یا انجام کارهای مهم تا سرحد رنج و زحمت و ناراحتی». این تعریف آکادمیک و قلمبه سلمبه روان شناس ها از اهمال کاری است. با این حساب خیلی از ما لااقل در دوره ای کوتاه از زندگی مان اهمال کاری را تعریف کرده ایم اما بعضی ها هستند که اهمال کاری جزیی از شخصیتشان است. یعنی همان اول بسم الله باید اهمال کارهای گاه به گاهی را از اهمال کارهای بالفطره جدا کرد. تازه این اول ماجراست. اهمال کاری طبقه بندی های دیگری هم دارد.

 برخورد با تنبلی  و علت یابی آن

اهمال کاری خوب، اهمال کاری بد

کلا روان شناس ها حالشان خوب است! اول می آیند ویژگی های منفی آدمیزاد را درمی آورند و ردیف می کنند و هشدار می دهند، بعدش می گویند البته این ویژگی های منفی همیشه هم بد نیستند!

اهمال کاری هم همین طور است. حالا بگذریم از اینکه خود روان شناس های اهمال کاری کرده اند و مطالعه این درد همیشگی بشر را تا همین 20 سال پیش عقب انداخته اند. تازه حالا بعد از چند سال به این نتیجه رسیده اند که ما اهمال کاری خوب هم داریم.

قضیه اینجاست که ما دو جور اهمال کار داریم. نوع منفی اش، آنهایی هستند که بهشان می گویند «اهمال کار منفعل». همین طور که از اسم این اساتید برمی آید، آنها در مقابل وسوسه به عقب انداختن کارها کاملا تسلیمند و اساسا (اسمایلی بهنام تشکر در ساختمان پزشکان) توانایی تصمیم گرفتنشان مشکل دارد.

برعکس «اهمال کارهای فعال» هستند. این آدم ها عمدا و آگاهانه کارهایشان را عقب می اندازند! آنها خودشان می دانند که اگر کارهایشان را عقب بیندازند هم می توانند در دقیقه 90 انجامش دهند و هم آن را بهتر انجام می دهند و هم دست آخر از نتیجه کارشان راضی ترند. پس اگر اهمال کاری مثبت دارید اصلا احساس گناه کنید و اهمال کار بمانید و خوش باشید!

برخورد با تنبلی  و علت یابی آن


اهمال کاری از کجا می آید؟

خب! حالا دوباره برگردیم سر اهمال کاری منفی. به نظرتان چرا آدم ها اهمال کاری می کنند. خیلی ها – مخصوصا  آنها که یک اهمال کار روی اعصاب دور و برشان دارند – جوابشان بیشتر به فحش شبیه است و اهمال کارها را با انواع و اقسام برچسب های روانی مثل «بی مسوولیتی» و «بی وجدانی» و ویژگی های غیرقابل چاپ دیگر همراه می کنند. اما راستش را بخواهید باید وارد دنیای اهمال کارها بشوید تا بدانید پشت این «پشت هم اندازی» همیشگی علت های نادیده دیگری هم هست.

1- از شکست می ترسند

عمرا به ذهنتان برسد که اهمال کارها برای موفقیت خودشان پشیزی ارزش قائل شوند. اما باید خدمتتان عرض شود که دقیقا برعکس. بعضی از اهمال کارها چنان موفقیت برایشان مهم است که بزرگترین دغدغه شان این است که «نکند موفق نشوم»، «نکند فلان کارم را خوب انجام ندهم». برای همین کلا به استقبال کار نمی روند و از ترس شکست، کاری که احتمال شکست هم در آن وجود دارد (یعنی همه کارها) را عقب می اندازند. کلا پیچیده اند این اهمال کارها.

2- معیارهایشان برای کار خوب زیادی بالاست

شما یادتان نمی آید. یک زمانی ما توی همین صفحه یک مطلب داشتیم با تیتر «کمالگراها به بهشت نمی روند». همان جا هم پته آدم هایی که توی ذهنشان فقط نمره 20 و رتبه 1 و مدال طلای موفقیت و بقیه حتی نمره 19 و رتبه 2 و مدال نقره یک شکست تمام عیار به حساب می آید را ریختیم روی آب.

این آدم ها که بهشان می گویند کمالگرا، مستعد اهمال کاری هم هستند. آنها خیلی معیارهای بالایی برای موفقیت دارند و اگر احتمال دهند که به آن معیارها نرسند، انگیزه شان می آید پایین یا کلا بی خیال می شوند یا فوقش کارشان را عقب می اندازند.

 برخورد با تنبلی  و علت یابی آن

3- خودشان را دست کم می گیرند

آدم های اهمال کار خودشان و کارهایشان را دست کم می گیرند. وقتی تو کارهای کوچکت را دست کم بگیری، خب معلوم است که زمان انجام دادنش هم خیلی برایت اهمیت ندارد. بالاخره زندگی روزمره از همین کارهای کوچک و جزیی تشکیل شده و اگر همین ها را هم به حساب نیاورید، فقط خستگی آخر روز توی تنتان می ماند و اهمال کاری مزمن توی روانتان.

4- نمی توانند نه بگویند

خب پسر خوب! دختر خوب! یه نه ناقابل بگو و نه خودت را توی دردسر بینداز و نه دیگران را از انتظار ذله کن. بعضی از اهمال کارها کلا مهارت نه گفتن ندارند. به همه می گویند بله و سر خودشان را شلوغ می کنند و زمانشان را نمی توانند مدیریت کنند و هی کار همه با هم عقب می افتد.

تازه این بخش آگاهانه ماجراست، در ناخودآگاهتان شما دارید از کسانی که این قدر کار ریخته اند روی سرتان انتقام می گیرید و عمدا کارهایشان را عقب تر هم می اندازید. گفتم که اهمال کارها آدم های پیچیده ای هستند. گفتم یا نگفتم؟


اهمال کارها منطق ندارند

اهمال کارها برای اهمال کاری خودشان، دلیل هایی دارند. دلیل هایی که می توان آنها را «باورهای غیرمنطقی اهمال کارانه» نامید. افراد اهمال کار اول باید این باورهای غیرمنطقی را بشناسند تا بتوانند رفتارشان را تغییر دهند. جالب اینجاست که اهمال کارها فکر می کنند افراد موفق هم همین باورها را دارند، درصورتی که افراد موفق هیچ کدام از این باورها را ندارند.

این باورها و وجه غیرمنطقی شان را اینجا ردیف کرده ایم.

1- به تاخیرانداختن کارها باعث عملکرد دقیق و حفظ اعتماد به نفس می شود.

چالش: همیشه هم این طور نیست. بعضی وقت ها به تعویق انداختن کارها موجب انجام نشدنشان می شود یا باعث می شود به خاطر استرس زمان پایان کار غیردقیق تر انجام شود.

2- تاخیر، باعث می شود فشار روانی از بین برود و شخص می تواند آزادانه و آسان کارش را انجام دهد.

چالش: تاخیر گاهی خودش باعث فشار روانی است.

3- این کاری است که سال ها آن را انجام داده ام و تقریبا از آن خسته شده ام، پس دیگر میلی به انجام آن ندارم.

چالش: مشکل با کار تکراری را باید خود کار حل کرد، نه با به تعویق انداختنش.

4- تاخیر و انجام دادن کار در آخرین لحظات باعث صرفه جویی در وقتم خواهد شد.

چالش: گاهی تبعات انجام کار در دقیقه نود خودش وقت گیر است. در ضمن کار تمام نشده خودش درگیری های ذهنی ایجاد می کند که به صورت پنهان وقت آدم را می گیرد.

5- امروز کاری بهتر و لذت بخش تر پیش رو دارم که با از دست دادن آن معلوم نیست فردا چنین  وضعیتی داشته باشم، پس همان بهتر که کار امروز را به فردا بیندازم.

چالش: این را لذت گراها خیلی باور دارند. اما واقعیت این است که همیشه کارهای لذت بخش و غیرلذت بخش محتملی در هر روز وجود دارند. اگر ما کلا کارهای لذت بخش را ترجیح دهیم، همیشه بهانه ای برای به تعویق انداختن کارهای غیرلذت بخش وجود دارد. ضمنا می شود دنبال راه هایی برای لذت بخش تر کردن همان کارهای ناخوشایند هم بود.


چه وقت هایی باید اهمال کار باشیم؟

اهمال کاری همیشه هم بد نیست. خیلی وقت ها واقعا لازم است که ما تصمیم گیری هایمان را عقب بیندازیم تا بتوانیم تصمیم بهتر و عاقلانه تری بگیریم. درست است که این موارد از بدیهیات است اما باور کنید بعضی ها همین بدیهیات را رعایت نمی کند. این چهار موقعیت که در آن لازم است اهمال کار باشیم را عجول ها دقیق تر بخوانند.

1- وقتی وقتش نیست

وقتی که هیچ فشار زمانی خاصی وجود نداشته باشد، لازم نیست که فورا تصمیم بگیرید. مثلا وقتی که شما تازه 15 سالتان است، تصمیم برای ازدواج اصلا ضروری نیست.

2- وقتی اطلاعات کافی نیست

وقتی که هنوز اطلاعات کافی نیست و تصمیم گرفتن فوری اصلا عاقلانه نیست. مثلا وقتی که می خواهید انتخاب رشته کنید اما هنوز نمی دانید در رشته های مختلف دانشگاه چه خبر است. البته یادتان باشد که چیزی به نام «اطلاعات کامل» افسانه ای بیش نیست و این جور وقت ها هم نباید آن قدر وسواس به خرج دهید و اطلاعات اضافی انبار کنید.

3- وقتی که موضوع خیلی پیچیده است

بعضی وقت ها تصمیم آن قدر پیچیده، چندبعدی و سرنوشت ساز است که واقعا بهتر است برای تصمیم گرفتن وقت بگذارید و همه جوانب را بسنجید. تصمیم به ازدواج، طلاق و بچه دارشدن در سطح اول و تصمیم به تغییر رشته، تغییر شغل، تغییر محل کار یا زندگی در سطح دوم این تصمیم ها هستند.

4- وقتی که اولویت های دوفوریتی دیگری هم هستند

بعضی وقت ها ما یک تصمیم معمولی باید بگیریم اما ناگهان اتفاقی می افتد که تصمیم گرفتن درمورد آن اولویت بیشتری دارد. مثلا وقتی که یکی از اعضای خانواده تصادف کرده است، تصمیم گیری درباره خریدن لپ تاپ را باید عقب انداخت.

حتما می گویید اینکه معلوم است! نه جانم معلوم نیست! خیلی ها به همین راحتی این اولویت ها را تشخیص نمی دهند یا آن قدر خود خواهند که خودشان نمی خواهند تشخیص دهند.


با اهمال کاری چه کار کنیم؟

کار امروز را به فردا نینداز!

به گمانم اگر مطلب را تا حالا درست گرفته باشید، اصلا نیازی به این بخش پیشنهادها نیست. اما به هر حال تنبلی است و هزار درد بی درمان. این چندتا راهکار برای غلبه بر اهمال کار درونتان پیشنهاد می شود.

1- اهمال کاریتان را بشناسید!

بدانید چه نوع اهمال کاری هستید. فعال یا منفعل؟ همیشگی یا موقت؟ اگر یک اهمال کار همیشگی منفعل هستید، لازم است که بروید مرحله بعد وگرنه با اهمال کاری خوبتان حال کنید.

2- خوبی و بدی اهمال کاریتان را ردیف کنید

کدام کارهاست که آنها را به تاخیر می اندازید؟ این کارها را یکی یکی یادداشت کنید، بعد جلویش یک جدول خوبی ها و بدی ها بکشید و ببینید هرکدام از این کارها چه قدر سود د ارد و چه قدر زیان. این جوری میزان ضرری که کرده اید درست تر تخمین زده می شود.

4- برنامه بریزید

حالا که به عمق ورشکستگی خود پی بردید، می توانید بنشینید مثل بچه آدم برای «برون رفت از بحران» (اسمایلی کارشناس های بخش خبری تلویزیون خودمان). برنامه بریزید. برای برنامه ریزی هم کارهای عقب مانده تان را به قول علما «الاهم و فی الاهم» کنید، یعنی اولویت ها را معلوم کنید، بعد برای انجامشان برنامه بریزید.

5- هدف ها را لقمه لقمه کنید

خیلی وقت ها چون که فقط رسیدن به هدف های درشت درشت به ما حال می دهد، کلا با زندگی روزمره حال نمی کنیم. هر روز که آدم به یک هدف بزرگ نمی رسد. برای همین هم کارهای کوچک راهی عقب می اندازیم. به جای هدف های بزرگ، هدف های کوچکتر و کوتاه مدت تر را انتخاب کنید؛ مثلا برای هدف کلی و وسیعی مثل ادامه تحصیل باید هدفتان را آن قدر خرد کنید تا به هدف های کوچکی مثل «پرسیدن درباره منابع از فلان افراد» و «خریدن منابع از فلان کتابفروشی در فلان بازه زمانی» برسید.

6- به خودتان جایزه بدهید

هرکدام از کارهای کوچک یا بزرگی که تا به حال عقب افتاده بودند را که انجام دادید خودتان را تشویق کنید تا ادامه راه برایتان خوشایند باشد.


برخورد با تنبلی و علت به وجود آمدن آن

برخورد با تنبلی و ریشه یابی و درما ن آن در افراد مختلف .

tan.jpg

برخورد با تنبلی

می گویند ما نسل تنبلی هستیم. این را آدم های نسل قبل می گویند و بعدش شرح کوشش های مدامشان را هم ضمیمه حرف هایشان می کنند و «زرنگ» بودنشان را به رخمان می کشند. می گویند ما نسل تنبلی هستیم اما منظورشان دقیقا تنبلی به معنای «انجام ندادن هیچ کاری» نیست. منظورشان بیشتر این است که ما کارهایمان را عقب می اندازیم. دیر تصمیم هایمان را عملی می کنیم و به قول روان شناس ها «اهمال کار» یا «تعلل ورزیم».

البته خیلی هم بیراه نمی گویند. جمله «مشکل اصلی من این است که تنبلی می کنم» اعترافی است که ترجیع بند در دل های خودمانی ما نسل سومی ها و شما نسل چهارمی هاست.

اما واقعا اهمال کاری همیشه همین قدر منفی است؟ چه کسانی اهمال کارند؟ و چه طور می شود اهمال کار نبود؟ «زندگی ماهرانه» این شماره راست کار اهمال کارهای حرفه ای است.

«گرایش فرد برای به تاخیر انداختن آغاز یا انجام کارهای مهم تا سرحد رنج و زحمت و ناراحتی». این تعریف آکادمیک و قلمبه سلمبه روان شناس ها از اهمال کاری است. با این حساب خیلی از ما لااقل در دوره ای کوتاه از زندگی مان اهمال کاری را تعریف کرده ایم اما بعضی ها هستند که اهمال کاری جزیی از شخصیتشان است. یعنی همان اول بسم الله باید اهمال کارهای گاه به گاهی را از اهمال کارهای بالفطره جدا کرد. تازه این اول ماجراست. اهمال کاری طبقه بندی های دیگری هم دارد.

 برخورد با تنبلی  و علت یابی آن

اهمال کاری خوب، اهمال کاری بد

کلا روان شناس ها حالشان خوب است! اول می آیند ویژگی های منفی آدمیزاد را درمی آورند و ردیف می کنند و هشدار می دهند، بعدش می گویند البته این ویژگی های منفی همیشه هم بد نیستند!

اهمال کاری هم همین طور است. حالا بگذریم از اینکه خود روان شناس های اهمال کاری کرده اند و مطالعه این درد همیشگی بشر را تا همین 20 سال پیش عقب انداخته اند. تازه حالا بعد از چند سال به این نتیجه رسیده اند که ما اهمال کاری خوب هم داریم.

قضیه اینجاست که ما دو جور اهمال کار داریم. نوع منفی اش، آنهایی هستند که بهشان می گویند «اهمال کار منفعل». همین طور که از اسم این اساتید برمی آید، آنها در مقابل وسوسه به عقب انداختن کارها کاملا تسلیمند و اساسا (اسمایلی بهنام تشکر در ساختمان پزشکان) توانایی تصمیم گرفتنشان مشکل دارد.

برعکس «اهمال کارهای فعال» هستند. این آدم ها عمدا و آگاهانه کارهایشان را عقب می اندازند! آنها خودشان می دانند که اگر کارهایشان را عقب بیندازند هم می توانند در دقیقه 90 انجامش دهند و هم آن را بهتر انجام می دهند و هم دست آخر از نتیجه کارشان راضی ترند. پس اگر اهمال کاری مثبت دارید اصلا احساس گناه کنید و اهمال کار بمانید و خوش باشید!

برخورد با تنبلی  و علت یابی آن


اهمال کاری از کجا می آید؟

خب! حالا دوباره برگردیم سر اهمال کاری منفی. به نظرتان چرا آدم ها اهمال کاری می کنند. خیلی ها – مخصوصا  آنها که یک اهمال کار روی اعصاب دور و برشان دارند – جوابشان بیشتر به فحش شبیه است و اهمال کارها را با انواع و اقسام برچسب های روانی مثل «بی مسوولیتی» و «بی وجدانی» و ویژگی های غیرقابل چاپ دیگر همراه می کنند. اما راستش را بخواهید باید وارد دنیای اهمال کارها بشوید تا بدانید پشت این «پشت هم اندازی» همیشگی علت های نادیده دیگری هم هست.

1- از شکست می ترسند

عمرا به ذهنتان برسد که اهمال کارها برای موفقیت خودشان پشیزی ارزش قائل شوند. اما باید خدمتتان عرض شود که دقیقا برعکس. بعضی از اهمال کارها چنان موفقیت برایشان مهم است که بزرگترین دغدغه شان این است که «نکند موفق نشوم»، «نکند فلان کارم را خوب انجام ندهم». برای همین کلا به استقبال کار نمی روند و از ترس شکست، کاری که احتمال شکست هم در آن وجود دارد (یعنی همه کارها) را عقب می اندازند. کلا پیچیده اند این اهمال کارها.

2- معیارهایشان برای کار خوب زیادی بالاست

شما یادتان نمی آید. یک زمانی ما توی همین صفحه یک مطلب داشتیم با تیتر «کمالگراها به بهشت نمی روند». همان جا هم پته آدم هایی که توی ذهنشان فقط نمره 20 و رتبه 1 و مدال طلای موفقیت و بقیه حتی نمره 19 و رتبه 2 و مدال نقره یک شکست تمام عیار به حساب می آید را ریختیم روی آب.

این آدم ها که بهشان می گویند کمالگرا، مستعد اهمال کاری هم هستند. آنها خیلی معیارهای بالایی برای موفقیت دارند و اگر احتمال دهند که به آن معیارها نرسند، انگیزه شان می آید پایین یا کلا بی خیال می شوند یا فوقش کارشان را عقب می اندازند.

 برخورد با تنبلی  و علت یابی آن

3- خودشان را دست کم می گیرند

آدم های اهمال کار خودشان و کارهایشان را دست کم می گیرند. وقتی تو کارهای کوچکت را دست کم بگیری، خب معلوم است که زمان انجام دادنش هم خیلی برایت اهمیت ندارد. بالاخره زندگی روزمره از همین کارهای کوچک و جزیی تشکیل شده و اگر همین ها را هم به حساب نیاورید، فقط خستگی آخر روز توی تنتان می ماند و اهمال کاری مزمن توی روانتان.

4- نمی توانند نه بگویند

خب پسر خوب! دختر خوب! یه نه ناقابل بگو و نه خودت را توی دردسر بینداز و نه دیگران را از انتظار ذله کن. بعضی از اهمال کارها کلا مهارت نه گفتن ندارند. به همه می گویند بله و سر خودشان را شلوغ می کنند و زمانشان را نمی توانند مدیریت کنند و هی کار همه با هم عقب می افتد.

تازه این بخش آگاهانه ماجراست، در ناخودآگاهتان شما دارید از کسانی که این قدر کار ریخته اند روی سرتان انتقام می گیرید و عمدا کارهایشان را عقب تر هم می اندازید. گفتم که اهمال کارها آدم های پیچیده ای هستند. گفتم یا نگفتم؟


اهمال کارها منطق ندارند

اهمال کارها برای اهمال کاری خودشان، دلیل هایی دارند. دلیل هایی که می توان آنها را «باورهای غیرمنطقی اهمال کارانه» نامید. افراد اهمال کار اول باید این باورهای غیرمنطقی را بشناسند تا بتوانند رفتارشان را تغییر دهند. جالب اینجاست که اهمال کارها فکر می کنند افراد موفق هم همین باورها را دارند، درصورتی که افراد موفق هیچ کدام از این باورها را ندارند.

این باورها و وجه غیرمنطقی شان را اینجا ردیف کرده ایم.

1- به تاخیرانداختن کارها باعث عملکرد دقیق و حفظ اعتماد به نفس می شود.

چالش: همیشه هم این طور نیست. بعضی وقت ها به تعویق انداختن کارها موجب انجام نشدنشان می شود یا باعث می شود به خاطر استرس زمان پایان کار غیردقیق تر انجام شود.

2- تاخیر، باعث می شود فشار روانی از بین برود و شخص می تواند آزادانه و آسان کارش را انجام دهد.

چالش: تاخیر گاهی خودش باعث فشار روانی است.

3- این کاری است که سال ها آن را انجام داده ام و تقریبا از آن خسته شده ام، پس دیگر میلی به انجام آن ندارم.

چالش: مشکل با کار تکراری را باید خود کار حل کرد، نه با به تعویق انداختنش.

4- تاخیر و انجام دادن کار در آخرین لحظات باعث صرفه جویی در وقتم خواهد شد.

چالش: گاهی تبعات انجام کار در دقیقه نود خودش وقت گیر است. در ضمن کار تمام نشده خودش درگیری های ذهنی ایجاد می کند که به صورت پنهان وقت آدم را می گیرد.

5- امروز کاری بهتر و لذت بخش تر پیش رو دارم که با از دست دادن آن معلوم نیست فردا چنین  وضعیتی داشته باشم، پس همان بهتر که کار امروز را به فردا بیندازم.

چالش: این را لذت گراها خیلی باور دارند. اما واقعیت این است که همیشه کارهای لذت بخش و غیرلذت بخش محتملی در هر روز وجود دارند. اگر ما کلا کارهای لذت بخش را ترجیح دهیم، همیشه بهانه ای برای به تعویق انداختن کارهای غیرلذت بخش وجود دارد. ضمنا می شود دنبال راه هایی برای لذت بخش تر کردن همان کارهای ناخوشایند هم بود.


چه وقت هایی باید اهمال کار باشیم؟

اهمال کاری همیشه هم بد نیست. خیلی وقت ها واقعا لازم است که ما تصمیم گیری هایمان را عقب بیندازیم تا بتوانیم تصمیم بهتر و عاقلانه تری بگیریم. درست است که این موارد از بدیهیات است اما باور کنید بعضی ها همین بدیهیات را رعایت نمی کند. این چهار موقعیت که در آن لازم است اهمال کار باشیم را عجول ها دقیق تر بخوانند.

1- وقتی وقتش نیست

وقتی که هیچ فشار زمانی خاصی وجود نداشته باشد، لازم نیست که فورا تصمیم بگیرید. مثلا وقتی که شما تازه 15 سالتان است، تصمیم برای ازدواج اصلا ضروری نیست.

2- وقتی اطلاعات کافی نیست

وقتی که هنوز اطلاعات کافی نیست و تصمیم گرفتن فوری اصلا عاقلانه نیست. مثلا وقتی که می خواهید انتخاب رشته کنید اما هنوز نمی دانید در رشته های مختلف دانشگاه چه خبر است. البته یادتان باشد که چیزی به نام «اطلاعات کامل» افسانه ای بیش نیست و این جور وقت ها هم نباید آن قدر وسواس به خرج دهید و اطلاعات اضافی انبار کنید.

3- وقتی که موضوع خیلی پیچیده است

بعضی وقت ها تصمیم آن قدر پیچیده، چندبعدی و سرنوشت ساز است که واقعا بهتر است برای تصمیم گرفتن وقت بگذارید و همه جوانب را بسنجید. تصمیم به ازدواج، طلاق و بچه دارشدن در سطح اول و تصمیم به تغییر رشته، تغییر شغل، تغییر محل کار یا زندگی در سطح دوم این تصمیم ها هستند.

4- وقتی که اولویت های دوفوریتی دیگری هم هستند

بعضی وقت ها ما یک تصمیم معمولی باید بگیریم اما ناگهان اتفاقی می افتد که تصمیم گرفتن درمورد آن اولویت بیشتری دارد. مثلا وقتی که یکی از اعضای خانواده تصادف کرده است، تصمیم گیری درباره خریدن لپ تاپ را باید عقب انداخت.

حتما می گویید اینکه معلوم است! نه جانم معلوم نیست! خیلی ها به همین راحتی این اولویت ها را تشخیص نمی دهند یا آن قدر خود خواهند که خودشان نمی خواهند تشخیص دهند.


با اهمال کاری چه کار کنیم؟

کار امروز را به فردا نینداز!

به گمانم اگر مطلب را تا حالا درست گرفته باشید، اصلا نیازی به این بخش پیشنهادها نیست. اما به هر حال تنبلی است و هزار درد بی درمان. این چندتا راهکار برای غلبه بر اهمال کار درونتان پیشنهاد می شود.

1- اهمال کاریتان را بشناسید!

بدانید چه نوع اهمال کاری هستید. فعال یا منفعل؟ همیشگی یا موقت؟ اگر یک اهمال کار همیشگی منفعل هستید، لازم است که بروید مرحله بعد وگرنه با اهمال کاری خوبتان حال کنید.

2- خوبی و بدی اهمال کاریتان را ردیف کنید

کدام کارهاست که آنها را به تاخیر می اندازید؟ این کارها را یکی یکی یادداشت کنید، بعد جلویش یک جدول خوبی ها و بدی ها بکشید و ببینید هرکدام از این کارها چه قدر سود د ارد و چه قدر زیان. این جوری میزان ضرری که کرده اید درست تر تخمین زده می شود.

4- برنامه بریزید

حالا که به عمق ورشکستگی خود پی بردید، می توانید بنشینید مثل بچه آدم برای «برون رفت از بحران» (اسمایلی کارشناس های بخش خبری تلویزیون خودمان). برنامه بریزید. برای برنامه ریزی هم کارهای عقب مانده تان را به قول علما «الاهم و فی الاهم» کنید، یعنی اولویت ها را معلوم کنید، بعد برای انجامشان برنامه بریزید.

5- هدف ها را لقمه لقمه کنید

خیلی وقت ها چون که فقط رسیدن به هدف های درشت درشت به ما حال می دهد، کلا با زندگی روزمره حال نمی کنیم. هر روز که آدم به یک هدف بزرگ نمی رسد. برای همین هم کارهای کوچک راهی عقب می اندازیم. به جای هدف های بزرگ، هدف های کوچکتر و کوتاه مدت تر را انتخاب کنید؛ مثلا برای هدف کلی و وسیعی مثل ادامه تحصیل باید هدفتان را آن قدر خرد کنید تا به هدف های کوچکی مثل «پرسیدن درباره منابع از فلان افراد» و «خریدن منابع از فلان کتابفروشی در فلان بازه زمانی» برسید.

6- به خودتان جایزه بدهید

هرکدام از کارهای کوچک یا بزرگی که تا به حال عقب افتاده بودند را که انجام دادید خودتان را تشویق کنید تا ادامه راه برایتان خوشایند باشد.